عکسی که شبکه اجتماعی  را تسخیر کرد: تخته نرد میلیاردرهای فوتبال ایران

ساعتی از انتشار این تصویرلورفته نمی گذرد که بسیاری از کاربران فیس بوک این تصویر را شیر کرده اند.

به گزارش شفقنا ورزشی به نقل از گل، بابک زنجانی مالک باشگاه سورینت  یکی از خبرساز ترین ایرانیان در چندماه گذشته بوده است . چهره ای که به تمول و در آمدهای فوق کلان نفتی مشهور است . 
این عکس قاعدتا مربوط به دوران مربیگری علی دایی در پرسپولیس است و نشان می دهد بین زنجانی و دایی رابطه خوبی برقرار بوده است . دایی که البته خود با شم اقتصادی کم نظیرش در آمد مالی کم نظیرش در فوتبال را چند برابر کرده است .
تخته نرد بازی خوش شانس هاست و به نظر ، این دو نفر ، به جفت شش آوردن ادامه می دهند!

انتهای پیام

www.sport.shafaqna.com

نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

میلیاردر ها سه شنبه هجدهم تیر 1392 8:51
"گروه سیاسی صراط"رسانه‌ها و مردم، این روزها با دقت پیگیر دیدارهای رئیس‌جمهور منتخب هستند. البته در حالی که عمده توجهات به رفت‌وآمد چهره‌های سیاسی به دفتر روحانی متمرکز شده و افکار عمومی پیگیر چینش کابینه یازدهم هستند، حضور یک چهره اقتصادی در برخی دیدارهای روحانی، جالب توجه است. 

این چهره اقتصادی، چندان برای مردم و حتی رسانه‌ها آشنا نیست. به همین سبب در این مطلب، به معرفی سید احمد موسوی می‌پردازیم، شخصیتی که این روزها در اطراف روحانی دیده می‌شود.


  
* تصاویری از حضور موسوی در کنار روحانی 


(احمد موسوی در مراسم تجدید بیعت حسن روحانی با آرمان‌های امام خمینی (ره): نفر چهارم از سمت چپ) 


 

(احمد موسوی در مراسم تجدید بیعت حسن روحانی با آرمان‌های امام خمینی (ره): نفر سوم از سمت چپ) 


 

(احمد موسوی در مراسم تجدید بیعت حسن روحانی با آرمان‌های امام خمینی (ره): فرد ایستاده) 



  
 
 
(احمد موسوی در کنار محمد شریعتمداری و علی یونسی) 


  
(احمد موسوی در دیدار حسن روحانی با حسن خمینی: نفر دوم از سمت چپ)  

* احمد موسوی کیست؟ 

به گزارش پایگاه خبری صراط، احمد موسوی صاحب و مالک چند شرکت معروف بازرگانی و یکی از بزرگترین سهامداران بانک گردشگری بوده است که در ادامه شرکت‌های متعلق به وی همراه با مستندات می آید:

موسوی هم‌اکنون مدیرعامل شرکت ایران توسعه (فعال در زمینه های تحقیقات، تولید و پرورش اسب، تجاری، ورزشی، دامی و نیز مجری احداث شهرک های توریستی، تفریحی و ورزشی)،رئیس هیئت مدیره شرکت سونیران (واردکننده لپ‌تاب سونی و ......)، خریدار گروه هتل‌های لاله به ارزش 120 میلیارد تومان، رئیس هیئت مدیره شرکت پارس توسعه (بزرگترین مجموعه تولید و پرورش اسب‌های ورزشی در ایران) و مالک پروژه یک میلیارد دلاری بزرگترین شهر تفریحی ایران در 50 کیلومتری تهران و در منطقه ویژه اقتصادی پیام است. 

مروری بر اسامی شرکای این شرکت‌ها نشان می‌دهد که افراد به صورت زنجیره‌وار در یکدیگر تنیده شده و هر یک از این شرکت‌ها سهامدار و عضو حقوقی هیئت مدیره دیگری هستند. 

نکته مهم در شرکت‌ها و کسب‌وکارهایی که موسوی در آنها فعالیت دارد،نوع تجارت این شرکت ها در زمینه گردشگری است که در سال های اخیر با سیاسی شدن سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ایران با حاشیه های بسیاری همراه بوده و هست .

در ادامه به معرفی شرکت‌های متعلق به موسوی می‌پردازیم. 
 
* شرکت پارس توسعه 

شرکت پارس توسعه که مدعی است بزرگترین مجموعه پرورش اسب مسابقه در ایران است، در زمینی به مساحت 40 هزار مترمربع استقرار یافته و دارای سالن‌های تمرین سرپوشیده و سر باز و مراکز اقامتی و پذیرایی برای مهمانان داخلی و خارجی است. 





 
* شرکت ایران توسعه 

دامنه فعالیت های شرکت ایران توسعه، عجیب است. از تولید و پرورش اسب گرفته تا احداث شهرک‌های توریستی، تفریحی و ورزشی؛ از تحقیقات در زمینه دوگانه‌سوز کردن خودروها تا اجرای تحقیقات نفتی؛ و از تولید انواع چرم تا تولید لوازم خانگی! 

سهامداران شرکت ایران توسعه، سایر شرکت‌های متعلق به احمد موسوی هستند یعنی شرکت‌های پارس توسعه و سونیران. 
  





  
  
 
* خریدار شرکت‌های میراث فرهنگی 

نکته جالب دیگر در فعالیت‌های شرکت ایران توسعه ،خریداری یک شرکت زیرمجموعه سازمان میراث فرهنگی و گردشگری در دی ماه 1390 بود،که  در همان زمان حاشیه های زیادی به همراه داشت ،اما شرکت ایران توسعه در جوابیه خود وابستگی و دخالت حلقه انحرافی در این واگذاری را به شدت تکذیب کرد . 

http://old.mehrnews.com/fa/NewsDetail.aspx?NewsId=1497276
 
  
بر اساس گزارشی که در آن زمان منتشر شد، شرکت توسعه گردشگری ایران از شرکت‌های متعلق به سازمان میراث فرهنگی و گردشگری ، از سوی سازمان خصوصی‌سازی از طریق عرضه در فرابورس به قیمت حدود 102 میلیارد تومان و به صورت اقساطی به شرکت "ایران‌توسعه" واگذار شد.

گزارش‌ها حکایت از آن دارد که شرکت توسعه گردشگری ایران، مالک تعداد تقریبی 20 هتل و مجتمع اقامتی و تفریحی در سراسر کشور است که هتل لاله تهران با مساحتی بالغ بر 27 هزار مترمربع، در یکی از بهترین نقاط تهران یکی از زیرمجموعه‌های این شرکت است و برند تجاری بسیار ذی‌قیمتی را در اختیار دارد. 

همچنین هتل لاله سرعین، مجتمع آب‌درمانی سرعین، هتل لاله چابهار، هتل کندوان تبریز، صدها هزار مترمربع زمین مرغوب و آماده احداث در اغلب شهرستان‌های کشور، ده‌ها واحد تجاری مرغوب در شهرستان سرعین، تعدادی ساختمان مسکونی و اداری در تهران، میلیاردها تومان طلب از مشتریان، سازمان‌ها و نهادهای مختلف نیز به خریدار شرکت توسعه گردشگری ایران واگذارشد است .

* اجرای پروژه یک میلیارد دلاری 

شرکت ایران توسعه اعلام کرده که پروژه‌ای عظیم موسوم به شهر تفریحات را در دستور کار دارد که هزینه اجرای آن یک میلیارد دلار برآورد شده است. این پروژه در بر دارنده یک هتل 5 ستاره، یک پیست اسب دوانی بین‌المللی (دارای مسیرهای ماسه‌ای و چمنی)، مرکز سوارکاری، باشگاه آموزش سوارکاری، مجموعه های پرورش و تربیت اسب و مانژهای پرش و درساژ، مجموعه های تفریحی نظیر باشگاه گلف، پارک آبی، امکانات اسکی روی یخ، زمین چوگان، امکانات ورزشی،دهکده سلامتی، ویلا، رستوران، بازار سنتی، و فضاهای اداری و مسکونی و مراکز فرهنگی، آموزشی بر اساس استانداردهای بین المللی و با کمک و طراحی مشاوران خارجی در دست ساخت است.  


  
* سهامداری بانک پرحاشیه

نکته قابل تامل دیگر در فعالیت شرکت‌های وابسته به احمد موسوی، همکاری وی با بانک گردشگری است. بانک گردشگری از زمان تاسیس تا به حال همواره با مشکلات و حواشی بسیاری همراه بوده است ، بطوریکه هیات مدیره این بانک چندین بار با تغییرات گسترده مواجه شد. شرکت ایران توسعه از شرکت‌های اقماری موسوی، یکی از سهامداران بانک گردشگری بوده است. 
 
  
 
* شرکت سونیران و کشاورزی و دامپروری امید110 

شرکت‌های سونیران و کشاورزی و دامپروری امید110 هم از مجموعه شرکت‌های اقماری موسوی هستند که همچون سایر شرکت‌های متعلق به وی، سهامداران در هم تنیده‌ای دارد. 



 
  
 
نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

 عصرایران - رابرت لوکاس ، از نوبلیست مطرح اقتصاد است که در رتبه بندی اقتصاد دانان جهان در وب سایتideas در رتبه پنجمین اقتصاد دان جهان قرار گرفته است.
به نظر من ترکیه و ایران در مورد اعمال سیاست‌های پولی خوب و بد، مثال‌های خوبی هستند... من نمی‌توانم بفهمم که دولت ایران چرا سیاستی توزیع نقدی یارانه ها را در پیش گرفته است. این کار چیزی جز چاپ پول و تورمی کردن پول ملی نیست. از نظر من نباید این کار را انجام بدهند.

 لوکاس که در سال 1995 به واسطه بسط و توسعه نظریه "انتظارات عقلانی" موفق به دریافت جایزه نوبل شد، در سه دهه گذشته همواره جزو مهم ترین نظریه پردازان علم اقتصاد بوده وبه همین دلیل عنوان  اثر گذارترین اقتصاد دان زنده جهان به این اقتصاد دان آمریکایی اطلاق می شود. 

اخیراً هفته نامه تجارت فردا ، با او گفت و گویی داشته است که طی آن ، دکتر فرهاد نیلی -رئیس پژوهشکده پولی بانک‌ مرکزی ایران همراه با پویا جبل‌عاملی،اقتصاددان، به تبادل نظر درباره اقتصاد ایران پرداخته اند.

در ادامه بخش هایی ازاین گفت وگوی حایز اهمیت را می خوانید: 
  
* به نظر من بانک مرکزی نباید نگران نرخ ارز باشد، همچنین به نظر من بانک مرکزی نباید درصدد رفع بیکاری باشد. بلکه بانک مرکزی می‌بایست تمرکز خود را بر ثبات و استحکام قیمت‌ها معطوف کند. ثبات و استحکام قیمت‌ها به منظور حفاظت از پول ملی. 

* بانک مرکزی نباید خود منبع و منشاء بروز مشکل در اقتصاد باشد. در عین حال نباید حلال مشکلات نیز باشد. مشکلات زیادی وجود دارند که بانک مرکزی از پس حل آنها برنمی‌آید. پروژه‌های دیگری باید در دستور اجرا قرار گیرند. ما می‌توانیم از مالیات‌ستانی و پرداخت‌های دولتی استفاده کنیم. 

* در حال حاضر در هند اتفاقات خوبی رخ داده است. هر دو کشور هند و مصر به شدت در سیاست‌های سوسیالیستی و برنامه‌ریزی متمرکز غرق شده بودند.
اینها چیزهایی نبودند که برای راه حل مورد نظر ما ساخته شده باشند. اما هم‌اینک هر دو این کشورها (مصر و هند) از سوسیالیسم فاصله گرفته‌اند که همین به آنها کمک می‌کند. 

* رسیدن به آمریکا بسیار سخت‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنیم. همه ما فکر می‌کردیم ژاپن در دهه‌های 60 و 70 میلادی به آمریکا خواهد رسید و همچنین فکر می‌کردیم که اروپا نیز به آمریکا خواهد رسید. اما هنوز هم شکافی حدوداً به اندازه 40 درصد از نظر استاندارد زندگی بین آمریکا در یک طرف و اروپا و ژاپن در طرف دیگر وجود دارد. 

* استاندارد زندگی در چین هنوز خیلی پایین است. حدس من این است که در حال حاضر استاندارد زندگی در این کشور به میزان قابل توجهی پایین‌تر از ایران است. 

* عنصر کلیدی و مهمی که باید به آن اشاره کنم، آزادی اقتصادی است. مردم باید برای شروع ایده‌هایشان آزادی داشته باشند بنابراین باید آنها را به سمت بهترین راه ممکن که بهترین کارکرد را دارد، ترغیب کرد. این همان چیزی است که در چین شروع شده است. این موضوع در کره جنوبی نیز رخ داده ولی در کره شمالی خیر. 
* از شما می‌خواهم که دانشجویان ایرانی را برای تحصیلات تکمیلی به شیکاگو بفرستید. ما همین جا هستیم. دانشگاه شیکاگو تجربه خوبی از دانشجویان ایرانی دارد. آنها سختکوش، باهوش و خلاق هستند. 

*(در واکنش به نرخ تورم در ایران)  اوه! این مقدار تورم(30درصد)  خیلی زیاد است. عجیب و دور از ذهن. بانک مرکزی ایران حتماً باید به مقدار کافی سیاست‌های پولی خود را انقباضی کند. 

* عجیب است. در همسایگی شما یعنی در کشور ترکیه موفق شدند نرخ تورم را از رقم‌های بسیار بالا به رقم‌های پایین کاهش دهند. این را دوستان اهل ترکیه من بازگو کرده‌اند. 

* چرا نروژ تورم دو‌رقمی ندارد؟ نروژ هم مثل ایران نفتی است و از درآمدهای نفتی استفاده می‌کند.
 هرگز از خود پرسیده‌اید چرا آنها نرخ تورم پایین‌تری دارند؟
آنها درآمدهای نفتی خود را سرمایه‌گذاری می‌کنند.
استفاده مستقیم از منابع نفتی نفت سیاست خوبی محسوب نمی‌شود. 

* لازم است بانک مرکزی مستقلی داشته باشید و دولتی که بانک مرکزی را برای چاپ اسکناس و تامین منابع مالی تحت فشار قرار ندهد. 

* در دنیا کشورهای زیادی هستند که روزگاری با ابرتورم دست و پنجه نرم کرده‌اند اما اکنون تورم آنها به پایین‌ترین حد رسیده است. مثلاً به آرژانتین نگاه کنید. به شیلی نگاه کنید. این کشورها خیلی بهتر از ایران توانستند تورم را مهار کنند. اشتباه از کجاست؟ 

* به نظر من ترکیه و ایران در مورد اعمال سیاست‌های پولی خوب و بد، مثال‌های خوبی هستند. در ترکیه هم مشکل مشابهی برای مدتی طولانی وجود داشته است.

احتمالاً مشکل آنها به مشکل شما هم مربوط می‌شود.
شما مهمت یوروکوغلو را می‌شناسید؟
او یکی از همکاران من در دانشگاه شیکاگو بود و در بانک مرکزی ترکیه کار می‌کرد.
او مردی بسیار باهوش است و زمانی که مشغول کار بود، فقط جلوی انتشار پول را گرفت. 

* آنچه من در مورد ترکیه می‌دانم این است که آنها برای سال‌های طولانی، مشکل اقتصاد خود را اشتباه تشخیص دادند. یعنی هر دولت پس از دولت دیگر، همان اشتباه دولت قبلی را تکرار کرد. حتماً می‌پرسید اشتباه آنها چه بود؟
اشتباه آنها در تشخیص نقش بانک مرکزی در اقتصاد بود.
 خیلی سخت است که سیاستمداران این نکته را بفهمند اما وقتی مشکل فهمیده شد، راه درمان مشخص و آسان است. 
* من نمی‌توانم بفهمم که دولت ایران چرا چنین سیاستی (توزیع نقدی یارانه ها) در پیش گرفته است.
این کار چیزی جز چاپ پول و تورمی کردن پول ملی نیست. از نظر من نباید این کار را انجام بدهند. 
* تحریم منبع تورم نیست. این یک هزینه رفاهی (Welfare Cost) محسوب می‌شود. مثل آنکه ذخایر نفتی را یک پیامد رفاهی مثبت (Welfare Plus) به حساب آوریم. این اتفاق، برای کشورتان کمبود نفت را پررنگ می‌کند. تحریم‌ها برای شما به منزله این است که اگر نفت نمی‌داشتید، چه می‌شد. بسیار خوب. اما این بهانه خوبی برای وجود تورم نیست. 

* به نظر من خصوصی‌سازی نفت درایران سیاست خوبی است. تشخیص من این است که این کار را انجام دهند. 

* من نمی‌فهمم تا وقتی شما مالیات دارید، چرا از نفت استفاده می‌کنید؟
نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

نيمه خرداد دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 14:15

از غم دوست در این میکده فریاد کشم

دادرس نیست که در هجر رخش داد کشم

داد بیداد که در محفل ما رندی نیست

که برش شکوه برم داد ز بیداد کشم

عاشقم عاشق روی تو نه چیز دگری

بار هجران وصالش به دل شاد کشم

در غمت ای گل شاداب من ای خسرو من

جور مجنون ببرم تیشه فرهاد کشم

سالها می گذرد حادثه ها می آید

انتظار فرج از نیمه خرداد کشم 

نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

تست برای سنجش آی كیو دوشنبه سیزدهم خرداد 1392 9:36

 

باید پس از خواندن هر سئوال در عرض فقط 5 ثانیه به آن جواب درست را بدهید و در نزد خودتان یادداشت کنید. در پایان تعداد پاسخهای درست شما ضرب در 10 میشود و میزان آی كیو شما را نشان میدهد.

1. بعضی از ماهها 30 روز دارند بعضی 31 روز چند ماه 29 روز دارد؟

2. اگر دكتر به شما 3 قرص بدهد و بگوید هر نیم ساعت 1 قرص بخور چقدر طول میكشد تا تمام قرصها خورده شود؟

3. من ساعت 8 شب به رختخواب رفتم و ساعتم را كوك كردم كه 9 صبح زنگ بزند وقتی با صدای زنگ ساعت از خواب بیدار شدم چند ساعت خوابیده بودم؟

4. عدد 30 را به نیم تقسیم كنید و عدد 10 را به حاصل آن اضافه كنید چه عددی به دست می آید؟

5. مزرعه داری 17 گوسفند زنده داشت تمام گوسفند هایش به جز 9 تا مردند چند گوسفند زنده برایش باقی مانده است؟

6. اگر تنها یك كبریت داشته باشید و وارد یك اتاق سرد و تاریك شوید كه در آن یك بخاری نفتی یك چراغ نفتی و یك شمع باشد اول كدامیك را روشن میكنید؟

7. فردی خانه ای ساخته كه هر چهار دیوار آن به سمت جنوب پنجره دارد خرسی بزرگ به این خانه نزدیك میشود این خرس چه رنگی است؟

8. اگر 2 سیب از 3 سیب بردارین چند سیب دارید؟

9. حضرت موسی از هر حیوان چند تا با خود به كشتی برد؟

10. اگر اتوبوسی را با 43 مسافر از مشهد به سمت تهران برانید و در نیشابور 5 مسافر را پیاده كنید و 7 مسافر جدید را سوار كنید و در دامغان 8 مسافر پیاده و 4 نفر را سوار كنید و سرانجام بعد از 14 ساعت به تهران برسید حالا نام راننده اتوبوس چیست؟

 

 برای مشاهده پاسخ تست ها کافیست قسمت زیر را با ماوس سلکت کنید ...

 

 


1. تمام ماهها حداقل 29 روز را دارند.

2. یك ساعت (شما یك قرص را در ساعت 1 و دیگری را در ساعت 1/5 و بعدی را در ساعت 2 می خورید).

3. فقط یك ساعت. ساعت كوكی نمیتواند شب و روز را تشخیص دهد پس به اولین ساعت 9 كه برسد زنگ میزند كه ساعت همان 9 شب است.

4. حاصل 70 است (تقسیم بر نیم معادل ضرب در 2 است).

5. او 9 گوسفند خواهد داشت.

6. اول باید كبریت را روشن کرد.

7. سفید چون خانه ای كه هر چهار دیوارش رو به سمت جنوب پنجره داشته باشد باید در نوك قطب جنوب باشد.

8. همان 2 سیب.

9. هیچ (حضرت نوح بود نه حضرت موسی)

10. خوب خودتونید دیگه (نام خودتان)



ارزيابی تست و سطح هوش بر اساس تعداد جوابهای نادرست :

7 جواب نادرست و بیشتر : دانش آموز دبستان
6 جواب نادرست : دانش آموز دبیرستان
5 جواب نادرست : دانشجو
2 تا 4 جواب نادرست : استاد دانشگاه
1 جواب نادرست : آی کیو فوق العاده

نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

 

ظهور نزدیک است

 

دکتر رنانی دانشیار اقتصاد در دانشگاه اصفهان است.

درمقدمه این کتاب می گوید که این کتاب را شش هفت سال پیش نوشته و تا این زمان جز 5 نسخه برای مقامات برای دیگران تکثیر نکرده است.

و هم اکنون پیش از چاپ

 آن را در تارنمای خود که به آدرس زیر می باشد 
 

در دسترس عموم قرار داده است.

 

لینک



نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

قانون- محمود احمدی‌نژاد تاکید کرد: ما هستیم و تازه کار ما آغاز شده است و اندیشه بهار و خود بهار چیزی نیست که کسی بتواند با پایمال کردن یک جوانه آن را از بین ببرد.

به گزارش ایسنا، رییس جمهور کشورمان که در آیین اختتامیه جشنواره وبلاگ‌نویسی و عکس بهار در سالن اجلاس سران حضور یافته بود و برخلاف برخی خبرها، اسفندیار رحیم‌مشایی او را در این برنامه همراهی نمی‌کرد، با بیان اینکه "متاسفانه جای مرد بهاری خالی است، اما حوصله کنید"، اظهار کرد: آقای عزیزی در همین جلسه به من گفت که "باشید" من در پاسخ به او گفتم که ما هستیم، همه هستیم، تازه کار ما آغاز شده است.

وی افزود: اندیشه بهار و خود بهار چیزی نیست که کسی بتواند با پایمال کردن یک جوانه آن را از بین ببرد. گاهی جوانه حتی از زیر آسفالت‌هایی که روی آنها غلطت زده‌اند باز خود را نشان داده است.

احمدی‌نژاد با بیان اینکه "این وعده خداست که کسی که با عشق به بهار زندگی می‌کند، بهار حقیقی را در آغوش خواهد کشید"، گفت: در آغاز راهیم، یک راه پرافتخار و سرتاسر پیروزی در راه است. اندیشه بهار هرگز طعم شکست را نخواهد چشید، پیروزی در ذات اندیشه بهاری است.

رییس‌جمهور همچنین افزود: اصل حضور انسان در این عالم و انگیزه او رسیدن به بهار و برپا کردن یک زندگی بهاری است. آمدن ما برای برپا کردن بهار است. تمرکز فعالیت شیطان در طول تاریخ از بین بردن یاد و نام بهار و عشق به بهار بوده است. اگر عشق و امید به برپایی بهار وجود نداشته باشد زندگی و حرکت بی‌معناست.

وی با بیان اینکه "اگر شیطان از کسی امید به بهار را بستاند حیات را از او ستانده است"، اظهار کرد: ملت ایران اولین ملتی بوده که حقیقت بهار را شناخته و هزاران سال برای رسیدن به آن زندگی کرده است و هر سال با آن تجدید میثاق می‌کند.

احمدی‌نژاد اضافه کرد: دشمنان بهار در طول تاریخ در برابر ملت ایران ایستاده‌اند و در فرازهای گوناگون تلاش کرده‌اند اندیشه بهار را از ما سلب کنند اما از پس صدها و هزاران حادثه آنچه رفته است دشمن بوده‌اند و آنچه مانده ملت ایران و ملت ایران تا آخر خواهد بود و بهار حقیقی را در همه هستی برپا خواهد کرد.

رییس‌جمهور در ادامه صحبتهای خود گفت: در این مراسم جمعی از دوستان بهار و عاشقان بهار دور هم جمع شده‌اند ولی متاسفانه جای یکی از عاشقان حقیقی بهار و مرد همیشه بهاری ایران خالی است.

به گزارش ایسنا، احمدی‌نژاد در پایان سخنرانی خود این شعر را قرائت کرد:

ما از تبار رستم و فرهاد و آرشیم/

واندر شرار فتنه آخر سیاوشیم/

در انتظار رؤیت آن مهر آخرین/

در مجمر سپیده سپندی بر آتشیم.

نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

درسال«مار»بایدمنتظراتفاقات‌عجیب‌باشیم؟ چهارشنبه شانزدهم اسفند 1391 8:59
راه دانشجو: سال 92 در بعضی گاهشمارها سال مار نامیده شده است. سالی که می گویند پر از اتفاق های عجیب و غریب است.

 به گزارش مهر، بیش از 7 قرن پیش وقتی مغولان به ایران حمله کردند، درکنار همه تخریب ها و تغییرهای فرهنگی که به ایران تحمیل کردند، گاهشماری چینی- اویغوری را هم وارد فرهنگ ایرانی کردند. گاهشماری که مبنای آن نامگذاری دوره ای و گردشی سال ها به نام 12 حیوان بود. گاهشماری که با گاهشماری ایرانی ترکیب شد و تاکنون هم در باورهای عامیانه، به آن استاند می شود.


هرچند در اوایل به کارگیری گاه‌شماری حیوانی، بیشتر از مطابقت با ماه‌های هجری قمری استفاده می شد، امّا در دوره‌های بعد، بیشتر گاه‌شماری جلالی و برج‌های دوازده گانهٔ آن مورد استفاده قرار می گرفت.


بر این اساس، طول متوسط سال برای کارهای رسمی و مالیاتی در گاهشماری حیوانی، برابر با طول متوسط سال حقیقی خورشیدی بود.


تا دوره صفویه، گاه‌شماری حیوانی با ماههای قمری رواج داشت، امّا از دوره صفویه، مقرر گردید که علاوه بر ماههای قمری، ماههای شمسی نیز در تقویم‌های سالیانه ثبت شود. این روش از عصر صفویه تا سال ۱۳۲۹ هجری قمری ادامه داشت.در این سال ماههای شمسی با نام برج‌های دوازده گانه پذیرفته شده و در تقویم‌های سالیانه ثبت شدند.


ریشه و خاستگاه این گاه‌شماری و علت تأثیرگذاری این دوازده حیوان خاص بر سرنوشت زمین و انسان، به یک افسانهٔ کهن بودایی بازمی گردد.


نام سال‌های دوازده گانهٔ حیوانی در ایران که با تقویم اویغوری-چینی تفاوتهایی دارد، به ترتیب عبارتند از:


1. موش 2. گاو 3. پلنگ 4. خرگوش 5. نهنگ 6. مار 7. اسب 8. گوسفند 9. میمون 10. مرغ 11. سگ 12. خوک

نحوه تعیین سال ها به نام حیوانات

برای تعیین اینکه هر سال خورشیدی، به نام کدامیک از حیوانات دوازده گانهٔ فوق است، کافیست تا عدد آن سال را با عدد ۶ جمع بزنیم و بعد حاصل جمع رابر عدد ۱۲ تقسیم نمائیم و سپس به باقیمانده نهایی نگاه کنیم. عدد باقیمانده، نمایندهٔ نام آن سال بر مبنای ترتیب فوق الذکر است.


بعنوان مثال، برای دانستن نام سال ۱۳٩٢ خورشیدی، ابتدا ۱۳٩٢ را با ۶ جمع می‌کنیم و حاصل یعنی عدد ۱۳۹٨ را بر ۱۲ تقسیم می‌کنیم که باقیماندهٔ نهایی تقسیم، عدد ٦ می‌شود که با رجوع به ترتیب نام‌برده نمایندهٔ سال مار است.

به این ترتیب متولدین سالهای: 1284، 1296، 1308، 1320، 1332، 1344، 1356، 1368، 1380، 1392، و... د سال مار به دنیا آمده اند.

یک سال عجیب در راه است؟

معروف است که سال مار  همیشه با حوادث عجیب و غریب و اتفاق های غیرمنتظره همراه بوده است. از کودتای 28 مرداد تا حمله به برج های دوقلو در امریکا. کافی ست نگاهی به برخی از این اتفاق ها بیندازید تا ببینید سال هایی که نام «مار» را برخود داشته اند، چه سالهای عجیبی بوده اند:


1308 : مرگ احمدشاه قاجار , درگیریهای شدید در بیت المقدس و نخستین برخوردها بین اعراب ویهودیان


1320 : حمله ی متفقین (شوروی وانگلیس) به ایران , ورود آمریکا به جنگ دوم جهانی باحمله ژاپن به پرل هاربر


1332 : کودتای امریکایی 28 مرداد , حادثه 16 آذر و شهادت 3 دانشجوی معترض دانشگاه تران به حضور نیکسون در ایران , به قدرت رسیدن جمال عبدالناصر درمصر


1344 : تیراندازی به شاه درکاخ مرمر , درگیریهای هند وپاکستان برسرکشمیر , شروع انقلاب فرهنگی درچین


1356 : درگذشت سید مصطفی خمینی و دکتر علی شریعتی


1368: رحلت امام خمینی , تخریب دیواربرلین


1380 : واقعه 11 سپتامبر و حمله به برجهای دوقلو درنیویورک , حمله ی آمریکا به افغانستان , سیل وبارندگی درشمال و قطع سراسری برق درکشور , برخورد هواپیمای جاسوسی آمریکا باجنگنده ی چینی

آیا در پایان سال 92 هم اتفاق های عجیب سال به این لیست اضافه خواهد شد؟

نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

عکس وموسیقی کشورهای مختلف دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 11:28

آيت‌الله احمد جنتي؛ از تولد تا امروز دوشنبه چهاردهم اسفند 1391 8:30

تولد و كودكي

دیدبان: آيت‌الله شيخ احمد جنتي در سوم اسفند 1305 در منطقه لادان واقع در غرب اصفهان در خانواده‌اي مذهبي چشم به جهان گشود. پدرش ملاهاشم از روحانيون بود و ميان مردم به نيكي شهرت داشت؛ شيخ احمد دوران كودكي را با سختي گذرانيد و چون مدرسه اي در منطقه زادگاه او وجود نداشت به مكتب‌خانه رفت؛ سپس به اصفهان رفت و تا سال 1324 دوره مقدمات سطح و ادبيات عرب را خواند. آيت‌الله درباره وضعيت آن روزهاي خود و كشور مي‌گويد: « حدود ۱۵ سال از عمرم را در زمان اختناق رضاخانی گذراندم، زمانی که لباس روحانی ممنوع شد و حتی لباس‌های سنتی و عمامه‌ها را بر می‌داشتند، کلاه‌های نمدی را پاره می‌کردند، به قبا و عبا ایراد می‌گرفتند، کت و شلوار تا حدی اجباری شده بود، مخصوصا برای کارکنان دولت، کشف حجاب اجباری بود حتی در روستای ما زنان جرأت نداشتند با آن چادرهای محلی ضخیم به نام چاپپ بیرون بیایند... مدارس دینی بعضی تعطیل و بعضی تبدیل به دبستان و امثال آن شده بود، بعضی طلاب و روحانیون برای همین، تغییر هویت دادند و بعضی به عسرت گذراندند، مجالس روضه تعطیل شده بود، اندکی هم که مانده بودند احساس حقارت می‌کردند، امیدی به آینده نداشتند، مساجد خلوت شده بود؛ غرب، کعبه آمال شده بود، پیشرفت‌های علمی و صنعتی همه مردم را با احساس حقارت و غرب‌زدگی مواجه کرده بود، روزی را هم دیدم که نیروهای متفقین در شهر اصفهان کنترل شهر را به عهده گرفته بودند و سر چهارراه‌ها ایستاده بودند، هزار شکر که آن دوران و دوران پس از آن گذشت». (1)

مهاجرت به قم؛ تحصيل و مبارزه

آيت الله احمد جنتي پس از تكميل مقدمات در اصفهان به قم رفت تا از محضر بزرگان آن ديار بهره ببرد. ايشان با حضور در حوزه علميه قم از محضر بزرگاني همچون حضرت آيت‌الله بروجردي، امام خميني، و آيات بهاءالديني، صدوقي، گلپايگاني، حجت كوه كمره‌اي، بهره برد؛ ايشان همچنين با افراد فاضلي همچون شهيد سعيدي، شهيد مفتح و آقايان، شيخ محسن حرم پناهي، سيد كرامت‌اله ملك حسيني، ابوالقاسم خزعلي، محمدعلي موحدي كرماني و ... به مباحثه مي‌پرداخت و با علما و بزرگاني همچون آيت‌الله دكتر بهشتي، شهيد قدوسي، آيت‌الله مصباح يزدي، آيت‌الله مشكيني، آيت الله سبحاني و آيت‌الله اميني رابطه دوستانه و صميمانه‌اي برقرار كرد.

آيت‌الله جنتي پس از آغاز به كار مدرسه حقاني، به مدت 14 سال به تدريس دروس دوره مقدمات و سطح پرداخت. البته آيت‌الله جنتي در كنار تحصيل، به فعاليت‌هاي سياسي و مبارزه عليه رژيم پهلوي هم به طور جدي پرداخت؛ « فعالیتهای‌ سیاسی‌ در پرونده زندگانی‌ او گاه‌ بیشتر و بهتر می‌درخشد. آیة‌ الله احمد جنتی‌ پیش‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌، در سخنرانیها، اجتماعات‌ عمومی‌ و جلسات‌ خصوصی‌ همواره‌ به‌ افشای‌ ماهیت‌ پلید حکومت‌ پهلوی‌ و ضرورت‌ براندازی‌ این‌ حکومت‌ وابسته‌ می‌پرداخت‌. او که‌ خود سالها شاگرد مرجع‌ عالی‌ قدر شیعه‌، امام‌ خمینی‌( ره‌) بود، همواره‌ دیگران‌ را به‌ پیروی‌ از راه‌ امام‌( ره‌) دعوت‌ می‌کرد. از سوی‌ دیگر در درون‌ حوزه‌، ضمن‌ ملاقات‌ با علما و مراجع‌، آنها را از آخرین‌ اخبار حرکت‌ انقلابی‌ امام‌ و مردم‌ با خبر می‌ساخت‌. او با عضویت‌ در جامعه مدرسین‌ حوزه‌ علمیه‌ قم‌، به‌ برنامه‌ ریزی‌ هماهنگ‌ برای‌ برپایی‌ راهپیمایی‌ها، نوشتن‌ اعلامیه‌ها و ارتباط‌ با دیگر مراکز مرتبط‌ با نهضت‌ امام‌ خمینی‌( ره‌) ـ همانند جامعه‌ روحانیّت‌ مبارز ـ می‌پرداخت‌. آیت‌ الله جنتی‌ همواره‌ ارتباط‌ خود را با امام‌( ره‌) حفظ‌ می‌کرد تا با الهام‌گیری‌ از ایشان‌، از آخرین‌ فعالیتهای‌ مبارزاتی‌ در قم‌، نجف‌ و دیگر شهرها اطلاع‌ پیدا کند. او بارها در قم‌، رفسنجان‌ و جزیره خارک‌ مورد تهدید و تعقیب‌ رژیم‌ شاه‌ قرار گرفت‌ و چند بار در قم‌ بازداشت‌ شد. او سه‌ نوبت‌ به‌ زندان‌ رفت‌ و مجموعاً سه‌ ماه‌ زندانی‌ شد و یک‌ بار هم‌ دستگیر و به‌ مدت‌ سه‌ سال‌ به‌ اسدآباد همدان‌ تبعید شد.» (2)

همچنين آيت‌الله جنتي جزء علمايي بود كه پس از رحلت آيت الله حكيم، طي اطلاعيه اي « لزوم مراجعه مقلدين به آيت‌الله خميني » را تأييد كردند. (3)

پس از پيروزي انقلاب

آيت الله احمد جنتي پس از پيروزي انقلاب، همچنان در قامت يك مبارز انقلابي باقي ماند، و از افتادن به خطرها و پذيرفتن مناصبي كه بيشترين هجمه‌ها عليه وي را به دنبال داشته، كوچكترين ترديدي به خود راه نداده است؛ اغلب آيت‌الله جنتي را تنها با دبيري ايشان در شوراي نگهبان مي‌شناسند، اما مروري بر مهم‌ترين مسئوليت‌هاي اين پيرمرد آسماني، گوشه‌اي از تلاش هاي وي در نظام جمهوري اسلامي را به روشني مشخص مي‌سازد. از نخستين احكام دريافتي وي، حضور به عنوان قاضي در محاكم انقلاب، امامت جمعه اهواز، حضور به عنوان فقيه در شوراي نگهبان و حضور در شوراي تبليغات اسلامي مي‌باشد.

برخي مسئوليت‌هاي اصلي آيت‌الله جنتي پس از پيروزي انقلاب به اين شرح است:

 دبیری شورای هماهنگی تبلیغات اسلامی

 ریاست سازمان تبلیغات اسلامی

 نماینده ولی فقیه ( حضرت امام و رهبر انقلاب) در اتحادیه انجمنهای اسلامی دانش آموزان

 عضویت در شورای نگهبان قانون اساسی با حکم امام خمینی و امام خامنه‌ای

 دبیری شورای نگهبان قانون اساسی

 امامت جمعه موقت قم، اهواز و تهران

 عضویت در شورای پشتیبانی جنگ

 مدیریت در دادگاههای انقلاب اسلامی

 نمایندگی مجلس خبرگان در دوره اول و دوم از استان خوزستان و در دوره سوم از استان تهران و عضویت در هیأت تحقیق مجلس خبرگان

 عضویت در مجمع تشخیص مصلحت نظام

 عضویت در شورای بازنگری قانون اساسی

 عضویت در هیأت مؤسس جامعة الزهرا با حکم حضرت امام خمینی

 عضویت در شورای عالی انقلاب فرهنگی با حکم حضرت آيت‌الله خامنه‌اي

 عضویت در شورای عالی تبلیغات خارجی با حکم حضرت آيت‌الله خامنه‌ای

 مسوؤلیت ستاد احیای امر به معروف و نهی از منکر

 عضویت در کمیسیون صدا و سیما

 عضویت در شورايعالي مجمع جهاني اهل بيت (ع) با حكم مقام معظم رهبري

موشكافي برخي موارد از عملكرد آيت‌الله جنتي در سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي، كمك بيشتري به شناخت شخصيت اين بزرگوار دارد:

عدم گرفتاري در پديده آقازادگي

آيت‌الله جنتي از بزرگان و صاحب منصبان نظام در طول سالهاي پس از پيروزي انقلاب اسلامي بوده است؛ ظرافت و دقت كار ايشان به گونه‌اي بوده كه همواره مورد تاييد امام خميني و رهبر انقلاب بوده است؛ ايشان نيز هيچ‌گاه از اين اعتماد نظام اسلامي به خود، كمترين سوء استفاده را نكرده و حتي از آزمايش و ابتلائات نيز سربلند بيرون آمده است؛ ايشان از يكي از سخت‌ترين آزمايشات الهي، كه همانا ابتلاء و آزمايش به وسيله فرزندان است نيز پيروز خارج شد و مانند برخي ديگر از مسئولين، كوچكترين استفاده اي از جايگاه خويش براي رهايي فرزند مجرم و خطاكار خود از پنجه عدالت نكرد.

محمدحسين جنتي فرزند آيت‌الله جنتي است كه از سالهاي پيش از انقلاب به عضويت سازمان مجاهدين خلق در آمد. وي به همراه اين سازمان به مبارزه عليه رژيم شاه پرداخت؛ او پس از پيروزي انقلاب اسلامي و حتي پس از مواضع خصمانه اين سازمان منافق عليه نظام اسلامي، از آنان جدا نشد و به مبارزه مسلحانه عليه نظام جمهوري اسلامي پرداخت؛ از آنجا كه پس از اعلان جنگ مسلحانه سازمان منافقين عليه جمهوري اسلامي، برخورد با آنان در دستور كار قرار گرفته بود، برخورد با افرادي مانند محمدحسين جنتي نيز از همين موارد بود؛ اما، آيت‌الله جنتي هيچ دخالتي در اين امر نكرد تا نظام به وظيفه خود عمل كند؛ در نتيجه فرزند وي در درگيري با پاسداران انقلاب اسلامي كشته شد (4) و حضرت آيت‌الله از بابت اين برخورد نظام انقلابي، خم به ابرو نياورد.

حتي گفته مي‌شود كه فرزند ايشان، نه در درگيري، كه با حكم دادگاه به اعدام محكوم شده و ايشان نيز سكوت كرده اند؛ و همچنين از برخي افراد روايت شده كه « آیت الله جنتی نذر کرده بوده که اگر پسرش حسین جنتی که فراری است و روند انقلاب را قبول ندارد دستگیر یا اعدام شود 40 روز روزه شکر بگیرد»؛ (5) به هر تقدير تفاوت در نحوه كشته شدن حسين جنتي، به اصل ماجرا ضربه نمي‌زند، كه آن همانا سربلندي آيت‌الله جنتي از اين آزمايش الهي است. آزمايشي كه برخي بزرگان در آن مردود شدند.

شوراي نگهبان؛ بيش از سي سال خدمت شجاعانه

حضور به عنوان فقيه در شوراي نگهبان، آن هم بيش از سي سال، پررنگ ترين چهره حضور آيت‌الله جنتي در عرصه سياسي كشور است؛ جايگاهي مهم كه رصد بسياري از مسائل مهم و كشور را برعهده دارد. آيت الله جنتي مسئوليت حضور در اين منصب را از آغاز به كار اين شورا، از طرف حضرت امام خميني عهده دار شد. عملكرد قاطع و موفق و صحيح او در اين جايگاه باعث شد تا حضرت امام ايشان در در اين سمت، پس از پايان دوره آن مجدداً منصوب كنند. پس از رحلت حضرت امام، آيت‌الله خامنه اي نيز كه از جايگاه خطير شوراي نگهبان و عملكرد آيت‌الله جنتي آگاهي داشتند، ايشان را در اين پست ابقا كردند، و تا كنون نيز در اين سمت تغييري نداده اند؛ اين امر يعني حضور بيش از سي ساله آيت‌الله جنتي در يكي از مهم‌ترين مناصب نظام  دو چيز را به اثبات مي‌رساند:

اول: اينكه آيت‌الله جنتي از پس مسئوليت خطير خود موفق و سر بلند برآمده و همچنان اعتماد مردم و نظام را نسبت به خود و اين جايگاه حفظ كرده است.

دوم: اينكه عملكرد صحيح و شجاعانه ايشان باعث شده، همواره مورد تأييد حضرت امام خميني و رهبر معظم انقلاب باشند و به عبارتي دقيق‌تر، يار امين ايشان در امر نگهباني از قانون اساسي لقب بگيرند.

هزار نكته باريك تر ز مو در تأييد بيش از سي ساله و مستمر آيت‌الله جنتي از سوي امام خميني و رهبر معظم انقلاب، وجود دارد كه بيش از اين بدان نمي‌پردازيم.

تزلزل ناپذيري در برابر سيل تخريب‌ها

مواضع انقلابي و عملكرد شجاعانه آيت‌الله احمد جنتي در موارد مختلف سبب گرديده، در سالهاي اخير كه نقش محوري و مهم ايشان در خنثي سازي نقشه‌هاي دشمنان و ضد انقلاب، بيش از پيش روشن شده است، به نسبت سيل عظيمي از تخريب‌ها متوجه ايشان گردد. مواضع شجاعانه و عملكرد انقلابي آيت‌الله جنتي در شوراي نگهبان، كه مخصوصاً از سال 1376 به بعد بيشتر روشن گشت، سيل تخريب‌ها و تهمت ها را نيز بيشتر به سوي ايشان روانه ساخت.

عملكرد شجاعانه حضرت آيت الله در عمل به قانون در ماجراي انتخابات مجلس ششم ، برخي رد صلاحيت افراطيون دوم خردادي در مجلس هفتم، باعث شد هجم انبوهي از تخريب‌ها متوجه ايشان گردد. به گونه‌اي كه قلم بدستان دوم خردادي از هيچ كوششي فروگذار نكردند؛ توهين‌هاي مهاجراني در رمان خود به آيت‌الله جنتي و طعنه‌هاي موسوي خوييني‌ها به ايشان، نمونه‌اي كوچك از عقده گشايي‌ها و كينه‌هايي است كه از سوي اين طيف، خود را نشان داد.

هر چه مواضع انقلابي آيت‌الله جنتي و عملكرد شجاعانه و بدون مماشات ايشان در برابر ضد انقلاب و منحرفان از نظام بيشتر روشن مي‌گشت، سيل تخريب‌ها عليه ايشان نيز به شدت افزايش مي‌يافت. به گونه‌اي كه در چند سال اخير كه نگاه تيزبين آيت‌الله جنتي و شوراي نگهبان، توطئه بسياري از منحرفان را در جهت دست اندازي به مناصب نظام خنثي كرده، و مواضع صريح و انقلابي وي عليه فتنه و فتنه‌گران دشمنان را به وحشت انداخته، حجم تخريب‌ها عليه اين پيرمرد شجاع انقلاب نيز به شدت افزايش يافته است.

نک تیز اتهام عدم وجد انتخاب آزاد در کشور که توسط برخی از چهره های سیاسی و آشنای کشور و در سخنرانی های عمومی حتی در مراسمات ملی نیز مطرح می شود به سمت ایشان نشانه می رود. پيامك‌هاي گسترده و توهين‌ها و تخريب‌هاي بي‌شمار در فضاي مجازي و شبكه‌هاي اجتماعي تنها بخشي از سيل عظيم تخريب‌ها متوجه اين شخصيت گرانقدر است؛ تنها بخش كوچكي از اين تخريب‌ها كافي بود تا افراد را از مسير خود باز دارد، اما حضرت آيت‌الله نه تنها از طي مسير انقلاب در رسيدن به آرمان‌ها خسته نشد، كه حتي با صلابت و قدرت بيشتري به اين راه و عمل به تكليف خود در جايگاه شوراي نگهبان ادامه مي‌دهد.

آيت‌الله جنتي در واكنش به حجم وسيع تخريب و توهين‌هاي بدخواهان عليه ايشان مي‌گويد: « این موضوع قطعا برای من یک توفیق است. جمله‌ای حضرت امام فرمودند که اگر آمریکا از ما خوشحال بود در خودمان شک کنیم. اگر او با ما دشمنی کرد حقانیت خودمان را باور کنیم. به نظر من اگر کسانی که تخریب می کنند حزب اللهی باشند نماز شب خوان باشند آدم باید در خودش شک کند. اما اگر افراد بی موالات تخریب می کنند این اتفاقا مایه خوشحالی است. انسان از مذمت افراد صالح باید برای خود نگران شود.» (6)

جايگاه آيت‌الله جنتي در نظر امام و رهبري

حضور مستمر و چندين ساله آيت‌الله جنتي در شوراي نگهبان، كه از كليدي ترين نهادهاي نظام است، آن هم با نظر حضرت امام و رهبر انقلاب، نشان از اعتماد كامل ايشان به آيت الله جنتي و اعتقاد به امانتداري و عدالت ايشان از نظر امام خمینی و امام خامنه ای است.

بررسي احكامي كه آيت‌الله جنتي از هر دو رهبر جمهوري اسلامي ايران گرفته است، نشان مي‌دهد كه حضرت امام و حضرت آيت‌الله خامنه‌اي براي آيت‌الله جنتي جايگاهي فراتر از تنها بحث‌هاي فقهي قائل بوده و مسئوليت‌هاي ديگري را نيز متوجه وي كرده‌اند كه پيش‌تر به آن‌ها اشاره شد؛ حضور در دادگاه‌هاي انقلاب، امامت جمعه، سازمان تبليغات، شوراي عالي انقلاب فرهنگي، مجمع تشخيص مصلحت نظام، عضويت در شوراي بازنگري قانون اساسي و برخي ديگر از مسئوليت‌ها، تنها نشان دهنده گوشه‌اي از اعتماد حضرت امام و رهبر انقلاب به آيت‌الله جنتي است.

حضرت امام حتي در برخي موارد كه اختلافاتي ميان علما بروز مي‌كرد، آيت‌الله جنتي را به عنوان امين خود براي حل اين اختلافات اعزام مي‌كردند؛ اختلاف ميان علماي شيراز در تيرماه سال 1364 (7) و ميان آيت‌الله نورمفيدي و برخي ديگر از مسئولين گرگان در ارديبهشت 1367 (8)، از اين موارد است.

حضرت امام همچنين در جمع قضات اصفهان اينگونه آيت‌الله جنتي را توصيف مي‌كنند: « ايشان از اشخاص بزرگ اينجا هستند و لياقت براى همه مسائل را دارند». (9)

امام خميني همچنين در حكم انتصاب مجدد آيت‌الله جنتي براي شوراي نگهبان مي‌نويسند: « حضرات فقهاى محترم مذكور در متن، لياقت و تعهدشان محرز است، و در مدت طولانى اين خدمت آشنايى وافر به مسائل جاريه دارند». (10) امام راحل همچنين در حكم انتصاب آيت‌الله جنتي به رياست سازمان تبليغات نوشتند « روشن است شما كه از افراد متدين خوب و با سابقه طولانى در مبارزات مى‏باشيد و عمرى را در حوزه‏هاى علميه سپرى كرده‏ايد، مى‏توانيد خدمات ارزنده‏اى به اسلام و انقلاب بنماييد». (11)

رهبر معظم انقلاب، حضرت آيت‌الله خامنه‌اي نيز نگاه ويژه‌اي به آيت‌الله جنتي داشتند؛ ايشان از آيت‌الله جنتي به « شخص باارزش و با فضيلت و سابقه‏دار و موجه و عالم» ياد كرده (12) و عنوان كردند كه شوراي هماهنگي تبليغات اسلامي كه زير نظر ايشان فعاليت دارد، همواره با لحظه شناسي، در مسير صحيح حركت كرده است. (13)

رهبر انقلاب همچنين در حكمي مرقوم كردند كه « لازم مى‏دانم از تلاش ارجمند و بى‏وقفه‏ى عالم مجاهد پرهيزكار، آيت‏اللّه آقاى حاج شيخ احمد جنتى‏ كه پيدايش و استمرار و موفقيتهاى آن سازمان، مرهون حضور و مجاهدت ايشان است، صميمانه تشكر كنم». (14)

جمع‌بندي

آيت‌الله جنتي، پير مبارزي است كه ديروز عليه رژيم شاه مبارزه مي‌كرد و امروز پرچم مبارزه با ضد انقلاب و دشمنان و منحرفان را بر دوش دارد؛ حضور مستمر او در شوراي نگهبان از ابتداي تاسيس اين نهاد، نشان از اعتقاد عميق حضرت امام و حضرت آيت‌الله خامنه اي به عدالت و امانتداري آيت‌الله احمد جنتي است؛ هر چند كه عملكرد شجاعانه ايشان باعث شده تخريب‌هاي فراواني عليه وي صورت گيرد، اما حضرت آيت‌الله از طي اين مسير و مبارزه با دشمنان انقلاب در سنگر شوراي نگهبان خسته نشده و با قوت به راه انقلابي خود ادامه مي‌دهد. قطعیت و عقلانیت انقلابی ایشان در شورای نگهبان باعث شده که روزگاری اصلاح طلبان تند رو خود را در مقابل ایشان تعریف نمایند و امروزه نیز جریان های فتنه و انحراف آیت الله جنتی را اولین مانع خود بدانند. سرباز ولايتمدار انقلاب، هيچ‌گاه از موقعيت خود براي منافع شخصي سود نجست و هيچ مماشاتي در برخورد با منحرفين نشان نداد.


منابع

1. http://www.asriran.com/fa/news/202576

2. http://www.rasekhoon.net/Mashahir/Show-113375.aspx

3. رسول جعفريان؛ جريانها و سازمانهاي مذهبي  سياسي ايران (57-1320)؛ ص 832

4. همان ص 498

5. http://www.mehrnews.com/detail/News/1703018

6. http://www.farsnews.com/newstext.php?nn=13910924000205

7. صحيفه امام، ج‏19، 306

8. همان، ج21، ص 43

9. همان، ج 7، ص 264

10. همان، ج20، ص 59

11. همان، ج21، ص 339

12. بيانات در 5 اسفند 1370

13. بيانات در 29 دي 1388

14. حكم رياست سازمان تبليغات در 8 تير 71


http://vista.ir/newsletters/7374153

نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

به گزارش شهرخبر و به نقل از بازتاب، امروز وزیر نیرو در دومین سالگرد اجرای قانون هدفمندی یارانه‌ها از تصمیم دولت برای اجرای فاز دوم این قانون خبر داد و گفت: رئیس‌جمهور فردا در این باره به مردم توضیح می‌دهد.

اما اطلاعات برخی منابع غیر رسمی، از تلاش احمدی‌نژاد برای منفجر کردن یک بمب خبری در جهت تحت الشعاع قرار دادن فضای کشور در آستانه انتخابات حکایت دارد.

گفته می‌شود ممکن است این بمب خبری، وعده چند برابر کردن یارانه نقدی باشد که هم اکنون ۴۵ هزار تومان در ماه برای هر نفر است و احمدی‌نژاد قرار است وعده دهد که بعد از عید، آن را به دویست هزار تومان در ماه برساند.

این وعده که دولت تصور می‌کند فضای افکار عمومی را به شدت متاثر کرده و تحت تاثیر قرار خواهد داد، تقلیدی از وعده دادن پنجاه هزار تومان مهدی کروبی است که هشت سال پیش داده شد و اکنون با وجود تورم چندصد درصدی در مجموع هشت سال دولت، نتوانسته آن را عملی کند و به مرز ۵۰ هزار تومان برسد.

گفته می‌شود در این سناریوی تبلیغاتی طراحی شده، اگر مجلس به دولت اجازه چنین کاری ندهد، با توجه به گرانی‌های کمرشکن اخیر و مشکلات شدید معیشتی مردم، اولا مردم مقابل مجلس قرار خواهند گرفت و دولت نیز وعده خواهد داد اگر کاندیدای مورد حمایتش (احتمالا مشایی) رای بیاورد، به پشتوانه پیروزی در انتخابات، این وعده را عملی کرده و مجلس را همانند فاز اول هدفمندی یارانه‌ها مجبور به عقب نشینی خواهد کرد.

در صورتی که احمدی‌نژاد بتواند این وعده را عملی کرده و از عید ماهی دویست هزار تومان و حتی ماهی صدهزار تومان یارانه نقدی به مردم پرداخت کند، بهترین تبلیغ برای آن بوده و با توجه به اینکه آثار تورمی و مشکلات تامین منابع این طرح برای دو ماه چندان خود را نشان نخواهد داد، آثار تبلیغی مثبتی بر جذب رای برای کاندیدای دولت در انتخابات خواهد داشت.

بنابراین در هر دو صورت، این وعده به سود احمدی‌نژاد تمام خواهد شد.

این در شرایطی است که آشکار شدن نتایج طرح یارانه‌ها که به افزایش شدید تورم، آسیب دیدن بخش تولید و اختلالات جدید در اقتصاد کشور منجر شده است، به جای آنکه نان جدیدی بر سفره مردم بیاورد، با گرانی کمرشکن سفره مردم را کوچک‌تر کرده است و در این شرایط، افزایش میزان پرداخت نقدینگی به تشدید تورم خواهد انجامید.

البته در این میان دولت که با سه برابر کردن قیمت دلار ظرف دو سال، تصور می‌کند درآمد نجومی در سال آینده خواهد داشت، می‌خواهد با این اقدام کسب محبوبیت کند.




یعنی چقدر میشه سیاستمدار بود و سیاسی بازی کرد

رند بودنشون واقعا قابل تحسینه

خوب و بدش به کنار

یاد کتاب شهریار ماکیاولی افتادم

نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

نشستیم در چادر کوچکی [که] در میان باغ روی چمن زده‌اند، خانواده سلطنت آنجا بودند، باغ بسیار مصفایست، زمینِ چمن مثل مخمل، روی آن راه می‌روند، گل کاری و درخت‌ها تک تک، چادرهای کوچک به جهة [جهت] مردم یک یک زده‌اند، یک چادر بزرگ در کناری زده‌اند مردم آنجا عصرانه بخورند، میز بزرگی گذاشته‌اند و البته دو هزار زن و مرد و دختر بود، همه خوشگل، نجیب، در حقیقت تمام خانواده‌ها، بزرگان، نجبا، وزراء، سفرا، اینجا بودند که اگر تفصیل بنویسیم کتابی می‌شود

یک روز گشت و گذار ناصرالدین شاه در لندن

روز پنجشنبه پنجم ذی‌قعده ۱۳۰۶ قمری:

شفقنا (پایگاه بین المللی همکار یهای خبری شیعه) – تاریخ ایرانی - امروز پنج ساعت و نیم از ظهر گذشته باید به خانه ولیعهد برویم، امروز صبح را کاری نداشتیم و به خیال خودمان بودیم، هوای لندن ابر است و تیره، آفتاب کم دیده می‌شود، دو روز بود از بواسیر خون واشده بود الحمدلله حالا بنده آمده احوالمان خیلی خوب است، عزیزالسلطان هم ماشاالله احوالش خیلی خوب است، روز‌ها توی دریاچه کشتی می‌نشیند بازی می‌کند، گاهی بازار می‌رود، خیلی به او خوش می‌گذرد، کم‌کم خوب به وضع فرنگستان عادت کرده اما من رختم به قدری کثیف و چرک است که پیراهنم مثل قاب دستمال است، تنم متصل عرق دارد، خیلی چرک و کثیف شده‌ام تا حالا هم در لندن حمامی پیدا نکرده‌ام بروم یعنی دقیقه[ای] فرصت هم ندارم که بتوانم حمام بروم، حالا گفته‌ام حمامی پیدا کنند بلکه فردا بروم، اما تا حالا که نرفته‌ام، نهاری خوردیم و گفتیم دو سه کالسکه حاضر کردند که باغ وحش برویم، چون در سفر اول که به لندن آمدیم به همین باغ وحش رفته بودیم می‌خواستیم ببینیم این سفر تازه چه دارد، من با ناصرالملک و لرد وِرسُ مهماندار دویم در کالسکه نشسته سایر همراهان هم که با ما بودند و اسامی آن‌ها از این قرار است در کالسکه‌های دیگر نشسته راندیم برای باغ وحش، صدیق‌السلطنه، مهدی‌خان، اکبرخان، آقادائی، باشی، شاپور رسیدیم به پارک رنجیس پارک که باغ وحش توی این پارک است، پارک بزرگیست اما در آخرهای شهر است، کسی از اهل شهر به این پارک نمی‌آید، اشخاصی که در آخرهای شهر خانه دارند و بچه‌ها برای بازی زیاد به این پارک می‌روند، بچه‌های بزرگ بازی مخصوص اینجا می‌کنند که اسمش کریکط است، بعد داخل باغ وحش شدیم، زن و مرد زیادی بود، هر جا ما می‌گشتیم دور ما جمع می‌شدند، دخترهای خوشگل توی آن‌ها  خیلی بود.

 

دم قفس شیر‌ها رفتیم، هفت هشت ده تا شیر و پلنگ لاغر داشت از‌‌ همان شیرهای معمولی، دو فیل که روی آن‌ها تخت زده بودند و هر کس می‌خواست پول می‌داد و سوار می‌شد توی باغ می‌گشت با دو شتر اسباب زده هم دیدیم، مهدی‌خان و باشی را گفتم سوار شتر شدند، یک دختره هم رفت با آن‌ها سوار شد، سه نفری با دختره شتر را راه می‌بردند، مهدی‌خان روی شتر ادا‌ها در آورد، خیلی خند[ید]یم، بسیار بامزه بود، بعد رفتیم پهلوی شیرآبی، حوض درست کرده بودند توی حوض بود، همین که از دور ماهی به او نشان می‌دادند می‌پرید و از روی هوا می‌گرفت، بعد با آن دست و پای گوش ماهی را به بالاخانه آنجا برده می‌گذاشتند(۱) این بالا می‌رفت و ماهی را خورده دوباره از‌‌ همان جا توی آب پشتک می‌زد، دیگر میمون شکار، مرغ‌های رنگی، طوطی‌های مختلف، سایر حیوانات مثل باغ‌ وحش‌های دیگر که دیده بودیم زیاد داشت، مار بسیار بزرگی اینجا دیدیم که در آکواریوم(۲) برلن هم همچو چیزی نبود، قطرش به اندازه کنده چنار و درازیش ده ذرع بود، هیچ همچون اژدهایی هیچ جا دیده نشده، یک شامپانزه هم داشت قدری کوچکتر از شامپانزه برلن بود، توی قفس دیدیم، شامپانزه کج خلقی بود، من به طرفش دست تکان می‌دادم، تهدیدش می‌کردم، او خیلی می‌ترسید و خیلی متغیر می‌شد از غیظش کاه زیادی را که آنجا ریخته بود جمع کرده روی من می‌ریخت، صاحبش از این کار خیلی اوقاتش تلخ بود، پول زیادی داده این را خریده است، می‌ترسید مبادا همینکه به او تشر می‌زنم بترسد و شاید از ترس یک دفعه بمیرد و آنوقت مبالغی قیمة [قیمت] میمون به او ضرر بخورد، همین که من جهة [جهت] اوقات تلخی صاحب میمون را فهمیدم دست کشیدم، این شامپانزه به عینه خواجه‌های سیاه چاق است، تفاوتی که با آن‌ها دارد اینست که حرف نمی‌زند.

 

رئیس این باغ وحش یکی پیرمرد ریش سفید و دیگری مرد قدبلندیست که ریش سفید و سیاه دارد، هر دو جلو ما افتاده جانور‌ها را نشان می‌دادند چون باید در ساعت پنج و نیم به خانه ولیعهد برویم حقیقت نتوانستیم تماشای درستی بکنیم. متصل ساعت دستمان بود و نگاه می‌کردیم که وقت کی می‌رسد، سوار شده این دفعه از کوچه رِجن استریک(۳) گذشتیم بعد آمدیم به کوچه پیکادلی آن هم کوچه بزرگی است مثل کوچه رنجیس اسطریط (۳) کوچه رنجیس اسطریط خیلی پاکیزه و وسیع است، در حقیقت بازار است. دو طرف دکان‌ها هست، دکان‌های عالی، امتعۀ زیاد، همه دکان‌ها ممتاز است و جمعیت آمد و شد به قدری است که اندازه ندارد، در جلو دکان‌ها جمعیت ایستاده در مردر(۴) و کوچه پیاده می‌روند و می‌آیند، در وسط کالسکه و عراده و امنی بوس به قدری که زمین کوچه پیدا نیست و شخص تعجب می‌کند که چطور از یکدیگر می‌گذرند و محال است در این کوچه کالسکه بتواند تند برود، با وجود این اگر مهارت کالسکه‌چی‌ها و قدرت پلیس این شهر نباشد روزی هزار اتفاق می‌افتد، قدرت پلیس طوری است که به یک اشاره دست جلو تمام را نگاه می‌دارد. کالسکه هر کس باشد فورا می‌ایستد، گفتگو ندارد، در پیکادلی هم جمعیت زیاد است نه آنقدر که در رنجیس اسطریط دیدم، تماشای اینجا را شخص در کالسکه نباید بکند، چون که در کالسکه متوحش است چه اتفاق بیفتد، اگر آدم در کنار بایستد و تماشا کند سیاحت غریبی دارد.

 

آمدیم منزل، شب باید برویم به تیا‌تر آمپیر، اینجا را ساسون‌ها اجاره کرده و اسباب فراهم آورده، مخصوصا برای امشب که ما برویم، سوپه خوبی هم حاضر کرده است، در جمعیت ما مهمان ساسون‌ها هستیم، در ساعت نه و نیم رفتیم در سر راه باز‌‌ همان طور جمعیت بود، زن و مرد هورا می‌کشیدند، تعارف می‌کردیم با دست و می‌رفتیم تا به تیا‌تر رسیدیم، ولیعهد، زن ولیعهد، پسر‌ها و دختر‌های او، وزراء و اعیان انگلیس، سفرای خارجه و معتبرین زن و مرد در اینجا هستند، رسمی نیست اما لباس نیم رسمی پوشیده‌اند، زن‌ها‌‌ همان طور با لباس شب باز و سینه باز آمده‌اند، جواهر زده‌اند، با گل و دسته گل لژ‌ها را معطر کرده‌اند، بقدری جواهر و الماس هست که قدر هر جواهر در آنجا تمام است. امین‌السلطان، عزیزالسلطان و ایرانی‌ها جمعی بودند، وضع این تیا‌تر دخلی به سایر تیاتر‌ها ندارد، خیلی بزرگ است، همه مطلا است، در زینت داخل هم بعضی جا‌ها مرمر کار کرده‌اند، با الکتریسیته روشن می‌شود، پنج مرتبه دارد، مرتبه اول از زمین بلند نیست، دور ستون دارد. و رو به عقب خیلی جا دارد، در حقیقت مثل این است که سایر مرتبه‌ها معلق است، آن زیر صندلی‌ها[ی] زیاد گذاشته‌اند، مرتبه‌های دیگر بالای این مرتبه است، مرتبه اول لژ ندارد، دوره به هم متصل است، مگر در بعضی جا‌ها، در چند جا از تخته فاصله ساخته‌اند، جائی که ما نشسته‌ایم خیلی وسیع است، عقب آن پله‌ها دارد، مرتبه به مرتبه مردم آنجا پشت سر ما زیاد نشسته بودند، برای ما در جلو صندلی گذاشته بودند. تمام زن و مرد نجبا بودند که نشسته بودند، با ولیعهد و زن ولیعهد و شاهزاده‌ها نشستیم، ایرانی‌ها پشت سر ما تک تک میان زن‌ها و مرد‌ها نشسته بودند، مگر ابوالحسن‌خان تنها افتاده بود و در جایی که اسباب خنده ما شده بود در یک طرف همه زن‌ها بودند و دختر‌ها، در این میان ابوالحسن‌خان گردن کشیده نشسته بود، خیلی خنده داشت، بازی و پرده‌ها زیاد تماشا داشت، البته قریب سیصد نفر رقاص دختر و زن و مرد و پسر بود، دخترهای کوچک بود، همه لباس‌های فاخر بطوریکه هیچ جا ندیده بودیم، لباس‌های درخشنده مشعشع رنگارنگ، البته چهل و پنجاه هزار تومان خرج آن‌ها شده، هر دفعه که پرده می‌افتاد لباس‌ها را عوض می‌کردند، بهتر و رنگین‌تر می‌پوشیدند، بسیار خوب می‌رقصیدند.

 

این تیا‌تر را بواسطه اینکه بازی‌ها[ی] سبک و جلف در آنجا درمی‌آورند، زن ولیعهد و شاهزاده‌ها هرگز ندیده‌اند، امشب خوشحال بودند که بواسطه این مهمانی و خاطر ما آمده‌اند اینجا را ببینند، در یک پرده آن‌ها که معلق می‌زنند لوطی‌ها آمدند بواسطه حضور خانم‌های معتبر لباس چسبان نپوشیده‌اند، با قبای سیاه معلق می‌زدند، خیلی غریب بود با این لباس سنگین اینطور معلق زدن که در هیچ سیرک ندیده بودیم. بعد ستون‌های بلند نصب کردند، طناب‌ها بستند، معلق زن‌ها آمدند، از طناب‌ها بالا می‌رفتند چرخ می‌خوردند، در‌‌ همان بین به طناب دیگر جستن می‌کرد، می‌گرفت، طناب‌های دیگر را و چرخ می‌زد، هیچ میمون نمی‌تواند اینطور اعمال بکند، همه این‌ها تماشا داشت، اما ما خسته شده بودیم، قریب دو ساعت و نیم آنجا نشسته بودیم، مثل جاهای دیگر نبود که بعد از افتادن پرده برویم بیرون شربت بخوریم راحت کنیم، در یک جا نشسته بودیم، خواب ما را گرفته بود، زن‌ها و رقاص‌ها همه خوشگل بودند. خلاصه بعد از اتمام تیا‌تر برخاستیم، از پله‌ها بالا رفتیم، جائی بود بزرگ و گرد، در آنجا ساسون‌ها سوپه حاضر کرده بودند، در وسط میز بزرگی بود، ما با خانواده سلطنت آنجا نشستیم، سایرین در میزهای گرد کوچک که در اطراف گذاشته بودند نشستند، تمام اشخاصی که در تیا‌تر بودند سوپه خوردند، در حقیقت شام مفصلی بود ما هم شام خورده بودیم، اشتها نداشتیم، مجبوراً غذائی خوردیم، دوک د کامبریج هم آنجا بود، اگر چه عزادار است بواسطه فوت مادرش، امشب آمده در گوشه‌ای علیحده نشسته است، خواهرش دوشس دوتِک نیامده است، دوک د کامبریج در تماشاخانه هم بود گوشه‌ای خود را پنهان کرده تماشا می‌کرد، او هم سوپه خورد، بعد از سوپه خواب ‌آلوده و خسته و مانده خیلی دیر بعد از نصف شب آمدیم منزل خوابیدیم.

 

امروز در ساعت پنج بعدازظهر خانه ولیعهد رفتیم، در باغ مهمانی بود، ملکه آنجا بود. می‌بایستی اول تفصیل این مهمانی را می‌نوشتم، بعد تفصیل تیا‌تر را، اشتبا‌ها مقدم و مؤخر شد. در ساعت به خانه ولیعهد رفتیم، ولیعهد استقبال کرد، با او رفتیم، ملکه را که در آنجا بود در ورود ملاقات کردیم، معانقه به عمل آمد، دست دادیم، نشستیم در چادر کوچکی [که] در میان باغ روی چمن زده‌اند، خانواده سلطنت آنجا بودند، باغ بسیار مصفایست، زمینِ چمن مثل مخمل، روی آن راه می‌روند، گل کاری و درخت‌ها تک تک، چادرهای کوچک به جهة [جهت] مردم یک یک زده‌اند، یک چادر بزرگ در کناری زده‌اند مردم آنجا عصرانه بخورند، میز بزرگی گذاشته‌اند و البته دو هزار زن و مرد و دختر بود، همه خوشگل، نجیب، در حقیقت تمام خانواده‌ها، بزرگان، نجبا، وزراء، سفرا، اینجا بودند که اگر تفصیل بنویسیم کتابی می‌شود، چون جمعی را از زن و مرد امروز می‌بایستی از حضور ملکه بگذرانند، ما برخاستیم با دو پسر ولیعهد در باغ گردش کنیم، همین طور که می‌رفتیم زن و مرد راه وسیعی باز می‌کردند تعارف می‌کردند، ملکم‌خان همراه بود، بعضی را معرفی می‌کردیم دست می‌دادیم، صحبت می‌کردیم، قدری هم در جلو چادر بزرگ که میز گذاشته بودند ایستادیم، بعد در چادر کوچکی که در گوشه‌ای بود نشستیم، پسر کنت(۵) د پاری را اینجا دیدیم، حالا در انگلیس متوقف هستند، پدرش سویس رفته او هم، با ما(۶) نشست صحبت کردیم.

 

بعد آمدیم نزدیک ملکه، سلام و معرفی تمام نشده بود، ما هم پهلوی او نشستیم، یک یک از جلو او می‌آمدند، ایشیک آقاسی باشی لرد چامبرلین معرفی می‌کرد، به بعضی ملکه دست می‌داد، با بعضی صحبت می‌کرد، از این وضع خوشمان آمد، یک ربع طول کشید، ملکه می‌گفت سیاتیک یعنی عرق‌النسا دارم، نمی‌توانم بایستم، نشسته پذیرائی می‌کنم بعد ملکه رفت به ویزر(۷) ما هم گردش‌کنان تا دم در آمدیم که برویم: پسرِ منُ پانسیه پسر لوئی فیلیپ را که از شاهزادگان اسپانیا محسوب می‌شود اینجا دیدیم، جوان است اما علیل و ضعیف، نمی‌توانست بایستد، پدرش اینجا نیست، دختر ایزابل ملکه سابق اسپانیا زن اوست، دختر خوشگلی نیست با او صحبت کردیم، احوال مادرش را پرسیدیم، آمدیم منزل، در آنجا در چادر که نشسته بودیم شاهزاده کوری بود از شاهزاده‌های آلمان. دل ما به او سوخت شاهزاده روی صندلی نشسته بود، چشمش باز بود نمی‌دید.

 

 

پاورقی:

 

۱) معنی عبارات صحیح است اما فصیح نیست، به نظر می‌رسد افتادگی‌هائی دارد.

 

۲) اصل: آکارویم

 

۳) در متن اصلی نام خیابان مزبور به دو صورت مذکور در فوق نوشته شده است: Regent street

 

۴) احتمالا به جای کلمۀ «پیاده‌رو» «مردرو» آمده است.

 

۵) اصل: کنط

 

۶) اصل: هم

 

۷) (؟)

 

منبع:

 

روزنامۀ خاطرات ناصرالدین شاه در سفر سوم فرنگستان (کتاب دوم)، به کوشش: دکتر محمد اسماعیل رضوانی، فاطمه قاضیها، سازمان اسناد ملی ایران،۱۳۷۱، صص ۵۵-۵۰

نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

بدون شرح!!!!! شنبه یازدهم آذر 1391 12:38

نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

خدا عادل است چهارشنبه هشتم آذر 1391 12:33
زنى به حضور حضرت داوود (علیه السلام ) آمد و گفت : اى پیامبر خدا پروردگار تو ظالم است یا عادل؟ داوود (علیه السلام ) فرمود: خداوند عادلى است که هرگز ظلم نمى کند.سپس فرمود: مگر چه حادثه اى براى تو رخ داده است که این سؤال را مى کنى؟ زن گفت : من بیوه زن هستم و سه دختر دارم ، با دستم، ریسندگى مى کنم ، دیروزشال بافته خود را در میان پارچه اى گذاشته بودم و به طرف بازار مى بردم، تا بفروشم، و با پول آن غذاى کودکانم را تهیه سازم، ناگهان پرنده اى آمد و آن پارچه را از دستم ربود و برد، و تهیدست و محزون ماندم و چیزى ندارم که معاش کودکانم را تامین نمایم .
هنوز سخن زن تمام نشده بود، در خانه داوود را زدند، حضرت اجازه وارد شدن به خانه را داد، ناگهان ده نفر تاجر به حضور داوود (علیه السلام ) آمدند، و هر کدام صد دینار (جمعا هزار دینار) نزد آن حضرت گذاردند و عرض کردند: این پولها را به مستحقش بدهید. حضرت داوود (علیه السلام ) از آن ها پرسید: علت این که شما دست جمعى این مبلغ را به اینجا آورده اید چیست ؟
عرض کردند : ما سوار کشتى بودیم ، طوفانى برخاست ، کشتى آسیب دید، و نزدیک بود غرق گردد و همه ما به هلاکت برسیم ، ناگهان پرنده اى دیدیم ، پارچه سرخ بسته ای سوى ما انداخت ، آن را گشودیم ، در آن شال بافته دیدیم ، به وسیله آن ، موردآسیب دیده کشتى را محکم بستیم و کشتى بى خطر گردید و سپس طوفان آرام شد و به ساحل رسیدیم ، و ما هنگام خطر نذر کردیم که اگر نجات یابیم هر کدام صد دینار، بپردازیم ، و اکنون این مبلغ را که هزار دینار از ده نفر ما است به حضورت آورده ایم ، تا هر که را بخواهى، به او صدقه بدهى.
حضرت داوود (علیه السلام ) به زن متوجه شد و به او فرمود: پروردگار تو در دریا براى تو هدیه مى فرستد، ولى تو او را ظالم مى خوانى؟ سپس ‍ هزار دینار را به آن زن داد، و فرمود: این پول را در تامین معاش کودکانت مصرف کن، خداوند به حال و روزگار تو، آگاهتر از دیگران است.
 
و اوست آن كس كه براى شما گوش و چشم و دل پديد آورد. چه اندك سپاسگزاريد.
سوره مؤمنون - آیه 78
نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |

«آیندگان به تاریخی که ما برایشان می سازیم افتخار خواهند کرد.»
همین یک جمله کافیست تا بگویم دیگر اجازه نداریم همسایه های عربمان را اقوامی بی فرهنگ، عقب مانده، تن پرور، سوسمار خور، جاهل و به طور کلی نژادی پست تر از نژاد آریایی بدانیم. 
چرا؟
پاسخش ساده است.
در حالیکه ما ایرانیان قرنهاست داریم به افتخاراتی که اجدادمان برایمان به ارث گذاشته اند می بالیم، این اعراب همسایه مان هستند که حقیقت تاریخ را درک کرده اند.
اینکه تاریخ را کسی به ارث نمی برد، بلکه آن را می سازند.
تاریخ از آنِ کسی است که آن را رقم می زند، نه کسی که بعد از هزاران سال آن را به ارث می برد.
برای مردمِ سایر نقاط دنیا چه اهمیتی دارد که در متون کهن نام خلیجی که در جنوب فلات ایران قرار دارد چه بوده است؟
آنچه اهمیت دارد این است که این مردم اگر بخواهند سواحل خلیج مذکور را سیاحت کنند، کجا را انتخاب خواهند کرد؟
دبی یا کیش؟ کویت یا بوشهر؟ اصلاً مردم اروپا و آمریکا هیچ! خودتان به عنوان یک ایرانی کدام یک را ترجیح می دهید؟
روزانه چند مسافر [تفریحی یا تجاری] از ایران روانه دوبی می شوند؟
حقیقت این است که در جنگ کنونی بر سر نام خلیج، اگر با این منطق که چون خلیج از آنِ ما بوده، همیشه برای ما خواهد ماند مبارزه کنیم، بی شک شکست خواهیم خورد.
برای تاریخ، بمب های گوگلی و نظرسنجی های پتیشن آنلاین! اهمیتی ندارند. متون کهن هم برای تاریخ فاقد اهمیت هستند. آنچه تاریخ را می سازد قدرت و ثروت است.
این جمله را حتماً شنیده اید که «تاریخ را فاتحان می نویسند»؛ اینکه چون نام این خلیج از قدیم، «فارس» بوده، باید تا ابد فارس بماند، یک مغلطه ی بزرگ است.
مسأله مهم این است که چه گونه می توان آن را فارس نگه داشت!
مگر نام شهرهای ایران از ازل همین بوده که اکنون هست؟
مثلاً آیا مردم همدان باید تابلوی شهرشان را به هگمتانه تغییر دهند؟
یا مثلاً نام مشهد (محل شهادت) قبل از شهادت امام رضا هم مشهد بوده؟
اصلاً اگر نقشه های قدیمی را بگردید اثری از تهران در آنها هست؟
پس باید تهران را از نقشه های گوگل حذف کنند چون در متون کهن اثری از آن نیست؟!
برای آنها که بخواهند حقیقت را بپذیرند، همین قدر کافیست. همین که بدانیم:
"صاحبانِ تاریخ، سازندگانِ آن اند، نه کسانی که آن را از اجدادشان به ارث می برند."
نوشته شده توسط مصطفی علی محمدی  | لینک ثابت |